حاج ملا هادي السبزواري

104

شرح مثنوى

مگو كس را تو بيش : ايهام دارد به بيش كه سميّاتست . ( ( 1331 ) ) مؤمن ار ينظر بنور الله نبود * عيب مؤمن را برهنه چون نمود ن 65 22 - ك 29 9 ينظر بنور الله : اشارت به حديث نبوى است كه اِتَّقُوا فِراسَةَ المُؤمِنِ فَاِنَّه يَنظُرُ بِنُورِ الله ( 1 ) بپرهيزيد فراست و بينش مؤمن و مردان خدا را و عيب خود را اصلاح كنيد ، بلكه نزد مردان خدا دل نگه داريد چه آنان مىبينند با نور خدا و عين الله و اذن ا للهاند . ( ( 1332 ) ) چون كه تو ينظر بنار الله بدى * نيكوى را وانديدى از بدى ن 66 1 - ك 29 9 ينظر بنار الله : اين نظر واقع شدن در تحت اسماء قهريه است . در عدم كى بود ما را خود طلب بى بىسبب كردى عطاهاى عجب ن ندارد - ك 29 13 در عدم كى بود : تو بودى و علم و ساير صفات عين ذات تو . كانَ الله وَلَم يَكُن مَعَه شَيْءٌ . بىسبب : يا مُبتَدِئَاً بِالنِّعَمِ قَبلَ اِستِحقاقِها . بىطلب هم مىدهى گنج نهان رايگان بخشيده اى جان جهان ن ندارد - ك 29 14 رايگان : ( به گاف فارسى ) مفت و بىعوض . بلى حق جواد است ، وجود اعطاء چيزى است كه سزاوار معطى له باشد بدون عوضى و غرضى حتى طلب صيت و اشتهار و حمد و تخلص از ذم و نحوها و الا معامله خواهد بود نه جود و بخشش . و از بخششهاى او گنج نهان جان و كنز مخفى جان جان است . شير را چون ديد كشته ظلم خود مىدويد او شادمان و با رشد ن ندارد - ك 29 18 ظلم خود : ( به فتح خاء ) از جهت موافقت با رشد كه به فتح شين است . مانند « خور » و « خوى » كه گاه در تقفيه به فتح خوانده مىشوند . شيخ فريد الدين عطار راست : خلق ترسند از تو من ترسم ز خود كز تو نيكى ديده‌ام و از خويش بد ( ( 1342 ) ) شاخ و برگ از حبس خاك آزاد شد * سر بر آورد و حريف باد شد ن 66 12 - ك 29 19 حريف باد شد : و با او دست افشان نمود . بيت : صبا با شاخ گل در دست بازى به شوخى غنچه‌ها در عشوه سازى ( ( 1344 ) ) با زبان شطأه شكر خدا * مىسرايد هر برو برگى جدا ن 66 14 - ك 29 20

--> ( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 8 .